مازاریان در باب احمدینژاد
این درد و دلهای دوست طلبهام که دو دوره به احمدینژاد رای داده و یک بار پیشانی او را هم بوسیده است، بخوانید. طرفداران صادق احمدینژاد در حال ریزشاند. ضمن اینکه کامنتهای مطلب را هم میخوانید اسپیکرهایتان را هم روشن کنید، تا نوای حزین نینوای حسین علیزاده را بشنوید که سخت متناسب با این ایام است.
http://rendane.blogfa.com/post-77.aspx
و
http://rendane.blogfa.com/post-78.aspx

نظرها
صرف ريزش طرفداران احمدي نژاد دردي را دوا نمي كند. در واقع منطقي نگاه كردن به احمدي نژاد كافي نيست بلكه ما بايد ياد بگيريم نسبت به همه منطقي نگاه كنيم. هر چند به نظر من اين روزها بيشتر انتقادها(همانند بيشتر طرفداريها) نسبت به احمدي نژاد غير منطقي است!
یاسر: به عکس تو من در انتقادهایی که امروزه به احمدینژاد میشود، حظ پر رنگی از حقیقت میبینم ابوالفضل خان!
Posted by: ابوالفضل | January 24, 2007 2:47 PM
بسم الله الرحمن الریحم
به نام خداوند پریروز و پس فردای تاریخ
آقای میردامادی
سلام
1) شما که اینجا وبلاگ خودتان است بهتر است اگر در یادداشت نویسی و پاسخگویی به یادداشتهای ما عجله می کنید و چیزی را بی دقت می نویسد مثل پاسخ به یادداشت پیشین من که حتی نامتان هم به جای "یاسر" "نورالهی" نوشته شده بود برگردید و آن را اصلاح کنید.
2) شما لب مطلب مرا در مورد شر درنیافته اید. طبق قرآن و روایات شر وجود دارد و وجود آن از خیر بسی افزونتر است. (خلق الانسان فی کبد)اما بنده معنای جدیدی از شر طرح کرده ام بدون این که معنای قبلیش را طرد کنم. ارجاع می دهم به نوشته ی قبلیم در مورد شما که در مورد گفت و گو بود.
بگذریم. حقه ی مهر بدان مهر و نشان است که بود!
3) من متأسف و ناراحت بودم نه عصبانی. علت آن هم واضح است سیاستزدگی که در مطلب شما در مورد وام گرفتن هم واضح بود. بنده هم ازدواج کردم و تقاضای وام دادم و بی اشکال پذیرفته شد. اما شما که به علت واضح گذشتن از زمان ازدواجتان با وامتان مخالفت شد و مسلم است که اولویت با کسانی است که تازه ازدواج کرده اند نه آنانی که همسرشان را به خانه هم برده اند و به تصریح خودشان برای پر کردن چاله چوله های زندگانی فعلیشان به دنبال وام ازدواج اند کلی درد دل الکی کرده اید.
و اما یک پرسش فقهی: اگر وامی اختصاص به چیزی داشت و ما آن را با نیت قبلی صرف چیزی دیگر کردیم آیا مجاز است؟
در ضمن این پرسش ربط مستقیمی به موضوع شما ندارد بلکه مدتی است ذهن مرا به خود مشغول کرده است.
سیاستزدگی یعنی همین جور تحلیل کردن.
بدرود
یاسر: اولا خود شما در همان مقاله نوشته بودید که شری نیست جز رنج دوری انسان از خدا اما الان چیز دیگر میگویید. ثانیا کی ازدواج کردید؟ همین تازگیها؟ ثالثا من هنوز در عقدم و خانمام را نیاوردهام. رابعا وام ازدواج برای هر آن چیزی است که مربوط به زندگی مشترک باشد لذا تعبیر چاله چولههای زندگی فعلی را نمیفهمم از نظر قثهی وام باید خرج همان چیزی شود که تحت همان عنوان وام گرفته شد و الا اشکال دارد. ضمنا من وقت وامام نگذشته بود بلکه حدود یک ماه مانده بود اما آنها میگفتند تو باید زودتر اقدام میکردی .
Posted by: نورالهی | January 25, 2007 7:35 AM